الشيخ حسين المظاهري
270
اخلاق در خانه (فارسى)
مدتى گريه كردن فكر كرد اين بچه ديگر زنده نمىشود من اگر دل شوهرم را بسوزانم وقتى از كار مىآيد اين جمله را به او بگويم كه بچهات مرده است خيلى ناگوار خواهد بود لذا بچه را رها كرد و در جائى گذاشت كه چشم شوهر به او نيفتد و مهياى شوهردارى شد يعنى آن لباسى كه بايد بپوشد پوشيد و آن زينتى كه بايد بكند كرد آنچه پيغمبر ( ص ) فرموده بود ايجاد كرد شوهر آمد همانگوهنه كه ديروز گفتم خودش رفت و در را باز كرد و سلام كرد و در روى شوهر تبسم كرد از بچه سؤال كرد گفت الحمدلله خوب شد دروغ هم نگفت از درخت طوبى شير مىخورد . نشستند و گفتند و خنديدند . شام خوردند و زن خود را به شوهر عرضه كرد . قبل از اذان صبح براى نماز شب بلند شدند هر دو غسل كردند و نمازشان را خواندند . آقا مىخواست به نماز پيغمبر اكرم ( ص ) حاضر شود . اينجا جاى نيشتر زدن است . خانم به شوهرش گفت اگر كسى امانتى پيش تو بگذارد و بعد از مدتى بگويد امنت مرا بده و تو نگران بشوى و ندهى چه طور است ؟ گفت خيلى بد است زيرا خيانت در امامنت گناه بزرگى دارد و من بايد امانت را رد كنم . گفت اگر چنين است دو سه سال قبل پروردگار عالم يك امانتى به من و تو عنايت كرد و ديروز عصر آنرا گرفت . بچهات مردهاست . برو نماز پيغمبر اكرم ( ص ) ؛ به رفقايت بگو بيايند بچه را دفن كنند . مرد گفت الحمدلله رب العالمين . نمىدانم براى چه حمد كرد براى هر چه حمد كند جادارد ولى بهتر از